6000
تزریق امید به ارکان دولت و مردم در سخت‏ ترین و بحرانى‏ ترین شرایط، از دیگر هنرهاى ناب رهبرى در طول بیست و نه سال گذشته بوده است،
 
خبرگزاری فارس: یک حقیقت و دو تجلی

به گزارش  bunn.ir  تدابیری که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) در دوران مبارزه، پیروزی انقلاب و دهه استقرار و تثبیت انقلاب اسلامی ایران به خرج دادند، منبعث از توفیقات الهی و بکارگیری تعالیم وحی و سیره نبوی و ائمه اطهار(ع) بوده است.

پس از ارتحال حضرت امام و انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای به عنوان رهبر انقلاب اسلامی، شاهد ادامه مشی و سیره بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در مدیریت نظام اسلامی بودیم.

دوستداران، شیفتگان و یاران وفادار حضرت امام خمینى(ره) و حضرت آیت ‏الله خامنه‏ اى(حفظه الله تعالى) مى ‏دانند که این دو گوهر ناب، یک حقیقت با دو تجلى هستند که وظیفه همه ما، درک و معرفى شایسته و بایسته این حقیقت ماندگار و الهى به جامعه اسلامى و بشریت تشنه امروز و فردا است.

•نگاه عمیق و دقیق به روش‏هاى مدیریتى امام راحل(ره) و مقام معظم رهبرى(حفظه الله)، عقل را بر آن مى‏ دارد که میان روش‏ هاى مدیریتى این دو بزرگوار، شباهت ‏هاى اصولى و اساسى بسیارى وجود دارد.

اگر فضاى تصمیم‏ گیرى سیاسى را به الف) سازمان‏یافته و برنامه ‏ریزى شده ب) استراتژیک، ج) بحرانى تقسیم کنیم، جمهورى اسلامى تاکنون همواره در فضاى بحرانى به‏ سر مى ‏برده است و این مقتضاى طبیعى انقلابى است که به آرمان‏ هاى متعالى خود مى‏ اندیشد اما هم دوستانى اندک و کم ‏توان و هم دشمنانى بى‏ شمار و باهوش و تا دندان مسلح دارد.

بنابراین تصمیم ‏گیرى در چنین شرایطى بسیار حساس و نیازمند تصمیم ‏گیران آگاه، هوشمند، مدبر و جامع‏ نگر و شجاع مى‏ خواهد. عبور موفقیت ‏آمیز از این بحران‏ ها و تبدیل‏ کردن آن‏ها به فرصت‏ هاى مغتنم، از شاخص ‏هاى بارز دیپلماسى جمهورى اسلامى ایران بوده و هست.

تسلط و احاطه بى‏ نظیر حضرت امام و مقام معظم رهبرى بر امورى همچون مسایل نظامى، تهدیدات همه‏ جانبه دشمنان و خصوصاً تهاجم فرهنگى، نیازهاى نسل جوان، مطالبات و نیازهاى دانشگاه ‏ها، بایسته‏ هاى حوزه ‏هاى علمیه، شناخت دغدغه ‏هاى نیروهاى انقلاب و درک شایسته‏ اى از بایسته‏ هاى نظام اسلامى، شناخت قابلیت‏ ها و ظرفیت‏ هاى ساختار انقلابى نظام و... در کنار مصادیق بى‏شمارى از مطالعه دقیق و تحقیق راهبردى و کاربردى، مشورت، استقامت، صبر، متانت در شیوه‏ هاى مدیریتى و از همه مهم‏تر، ابعاد عرفانى و معرفتى ایمان به خدا و وعده ‏هاى صادق او و ایمان به رسالت الهى خود و ایمان به مومنین اهل حقیقت... همه گوشه‏ هایى از ابعاد بى ‏نظیر و گران ‏سنگى است که در وجود این دو امامین انقلاب موج مى ‏زند.

این تسلط و احاطه همه ‏جانبه در هر دو رهبر، باعث گردیده تا حتى بدخواهان نظام نیز از این همه وسعت و جامعیت و احاطه ایشان بر امور، در موارد گوناگون و متعددى گاه ناخواسته لب به تمجید و تجلیل بگشایند.

برخى روش ‏ها و شیوه ‏هاى مدیریتى مشترک میان امامین انقلاب عبارتند از:

الف: واکنش واقع ‏گرایانه‏

یکى از ویژگى‏ هاى مشترک مدیریت امام و رهبرى، واکنش‏ هاى واقع‏گرایانه نسبت به تحولات منطقه‏ اى و جهانى بوده است.

براى مثال جلوه واکنش واقع ‏گرایانه در مدیریت حضرت امام(ره) را مى ‏توان در عدم دخالت مستقیم در جنگ لبنان یافت و این در حالى بود که بسیارى از نیروهاى حزب اللهى و دلسوز نظام، بر اساس یک تحلیل احساسى و غیر واقع‏ گرایانه اعتقاد به دخالت مستقیم در جنگ لبنان و اعزام نیرو به آن‏جا و گشودن جبهه جدیدى داشتند.

جلوه ‏هاى واکنش ‏هاى واقع ‏گرایانه در شیوه مدیریتى رهبر فرزانه انقلاب نیز کم نیست. یکى از این نمونه ‏ها «حمله آمریکا به عراق براى آزادسازى کویت» بود که در آن هنگام برخى از سیاسیون چپ سیاسى کشور، پیشنهاد همراهى با صدام علیه آمریکارا مى ‏دادند. در چنین شرایطى رهبر معظم انقلاب با درک صحیح تحولات منطقه و با معیار اصول‏گرایى، موضع بى‏ طرفى ایران را رسماً اعلام کردند. البته این بى‏ طرفى به ‏معناى سکوت در برابر جنایات ناشى از جنگ نبود بلکه در عین حال بى‏ طرفى، انتقادى را برگزیدند.

بعدها اسنادى که منتشر شد نشان داد که این جنگ سناریوى تعریف ‏شده آمریکا براى اهداف چندمنظوره بود.

نمونه دیگر حادثه 11 سپتامبر بود. اکنون که مواضع اتخاذشده از سوى گروه‏ ها و شخصیت‏ هاى مختلف در آن زمان مورد بررسى قرار مى‏ گیرد، کاملاً نشان مى‏ دهد که رویکرد رهبر معظم انقلاب چقدر مدبرانه بوده است. جریانات سیاسى به‏ اصطلاح اصلاح ‏طلب اصرار داشتند که ایران از این فرصت استفاده کند و وارد گفتگو با آمریکا شده و در ائتلاف بزرگ ضد تروریستى شرکت نماید.

در حالى‏ که رهبر معظم انقلاب از ظاهر این تحول گذشته و درونى ‏ترین انگیزه این تحولات و روندهاى آن‏ را هدف قرار داده بودند و بر این اساس سکان سیاست خارجى کشور را به ‏سمت عدم ائتلاف و مخالفت با سیاست ‏هاى تهاجمى پس از 11 سپتامبر هدایت کردند. آنچه در نمونه ‏هاى بالا ملاحظه شد، دقیقاً بیانگر واکنش‏ ها و رویکردهاى واقع‏ گرایانه نسبت به تحولات منطقه ‏اى و جهانى بوده است.

ب: تشخیص به ‏موقع رویدادها و روندهاى سیاسى‏

پایه و مایه اصلى این تشخیص، درک، بینش، بصیرت، علم و آگاهى فوق ‏العاده درباره رویدادها و جریان‏ شناسى روندهاى سیاسى داخلى، منطقه ‏اى و جهانى است.

در زمان حضرت امام(ره) پناه نبردن به آغوش شوروى سابق، على‏ رغم پیشنهاد برخى از اطرافیان انقلاب، هم‏چنین شناخت و بریدن دست قدرتمند جاسوسى ایالات متحده آمریکا در روزگارى که آمریکا در اوج قدرت استراتژیک خود قرار داشت و در اواخر عمر با برکت ایشان، نامه پر معنا و پر مغز و محتواى ایشان به گورباچف (رهبر شوروى) و پیش‏بینى فروپاشى قریب ‏الوقوع اتحاد جماهیر شوروى، از مصادیق مهم این تشخیص ‏هاى صحیح است.

در مدیریت رهبر معظم انقلاب نیز مى‏ توان به مصادیق بارز و محکمى اشاره کرد: هشدار رهبرى در خصوص شبیخون فرهنگى در اوایل دهه 1370، افشاى سناریوى یلتسینى کردن ایران (فروپاشى از درون)، افشاى سیاست‏ هاى پنهان آمریکا در خاورمیانه، هشدار نسبت به سناریوى اختلاف‏ افکنى بین اقوام و مذاهب ایرانى از یک سو و راه ‏انداختن جنگ شیعى و سنى از سوى دیگر، بر حذر داشتن مسلمانان از طرح اسلام‏ هراسى و اسلام‏ ستیزى غرب و... نمونه‏ هایى از درک سریع و به‏ موقع تهدیدات و واکنش مناسب نسبت به آن بوده است.

ج: هدایت دیپلماسى هوشمندانه‏

در مدیریت حضرت امام(ره) استقامت و رادمردى در مقابل قطع رابطه با آمریکا از طرف این کشور، حمایت از دانشجویان خط امام در قبال تسخیر لانه جاسوسى، عدم پذیرش نمایندگان رسمى و غیر رسمى آمریکا، فرمان ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر و عدم پذیرش بسیارى از قطعنامه ‏ها و پیشنهادات آتش ‏بسى که در آن مصالح و عزت جمهورى اسلامى لحاظ نشده بود، از نمونه ‏هاى هدایت دیپلماسى هوشمندانه است.

در مدیریت مقام معظم رهبرى نیز موارد متعددى از این مدیریت به چشم مى‏ خورد. یکى از مهم‏ترین عرصه‏ هاى تجلى این دیپلماسى در موضوع هسته‏ اى ایران است. همه متفق القولند که سکان‏دار اصلى تحولات هسته ‏اى ایران چه در بعد فنى و چه در ابعاد سیاسى و دیپلماتیک آن، رهبر معظم انقلاب بوده است.

* تفاوت در شرایط و وضعیت‏ ها

خصوصیت جهاد در زمان حضرت رسول اکرم(ص) با امام على(ع) این‏گونه است که در زمان حضرت رسول اکرم(ص)، جهاد در راه تنزیل است اما جهاد در زمان امیر المومنین على بن ابیطالب(ع)، جهاد در راه تاویل است.

خصوصیت مجاهدت‏ هاى زمان پیغمبر(ص) این بود که جبهه حق و باطل کاملا روشن بود و یک طرف ایمان و طرف دیگر کفر قرار داشت. در یک طرف مسلمان‏ ها و پیامبر(ص) و طرف دیگر کفار و مشرکان بودند.

علت جهادهاى امیرالمومنین(ع)، همان‏گونه که خود آن‏ حضرت اشاره فرموده، زیاده‏ خواهى عده‏ اى و رواج بدعت‏ ها در جامعه بود.

امیرالمومنین(ع) آن‏گاه که قدرت پیدا کرد، به حکم «حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قِیامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النّاصِرِ» وظیفه داشت با همان مسلمان ‏هاى نمازخوان و مسجدى، همان کسانى ‏که سال‏ ها در جنگ ‏هاى بدر و حنین و احد در راه اسلام جنگیده بودند و مجروح شده و اموالشان را براى رواج اسلام داده بودند، بجنگد؛ چرا؟ براى آن‏که دین خدا احیا شده و بدعت‏ ها از بین برود. آیا این امر مخصوص زمان حضرت على(ع) بود و دیگر مصداق نخواهد داشت؟

و این‏گونه تفاوت در وضعیت‏ها رخ مى ‏نمایاند. چه امام حسن(ع) با آن همه صبورى و خوددارى، اگر در شرایط و وضعیت امام حسین(ع) قرار مى‏ گرفت، همان راه و همان شیوه ‏ها را انتخاب مى‏ کرد که اباعبدالله انتخاب کرده بودند.

این اصل مهم در مدیریت انقلاب نیز به آسانى قابل ملاحظه است. اگر انقلاب اسلامى را به دو مرحله الف:کاشت و ب: داشت و ارشاد تقسیم کنیم، آنگاه خواهیم دریافت که حتى یک مدیر به خودى خود، اگر در دو مرحله مجزا قرار گیرد، تصمیمات و روش ‏ها و تدابیر مدیریتى متفاوتى را بر خواهد گزید؛ چه رسد به آن‏که دو مدیر و رهبر (ولو با تمام ویژگى‏ هاى مشترک) در دو مرحله، یک انقلاب را مدیریت کنند.

براى مثال حضرت امام(ره) آنگاه که در مرحلة ایجاد انقلاب اسلامى قرار گرفتند، از همه گروه ‏هاى مخالف رژیم دعوت به همگرایى بر سر آرمان ‏هاى مشترک کردند و آنگاه که مردم در رفراندم تاریخى خود، راى قاطع به جمهورى اسلامى دادند، در یک حرکت حساب ‏شده و هدفمند، بنیان‏ هایى همچون مجلس خبرگان قانون اساسى، سپاه پاسداران، بسیج، کمیته‏ هاى مختلف انقلاب اسلامى، بنیاد شهید، وزارت اطلاعات، سازمان جهاد سازندگى، شوراى نگهبان قانون اساسى، مجلس خبرگان رهبرى، بنیاد مسکن و ده‏ها سازمان و نهاد انقلابى را شکل دادند که نشان از نیازهاى زمان خود براى نیل به اهداف انقلاب و کسب تجربه در جهت آن اهداف بود.

درباره مدیریت حضرت آیت‏ الله خامنه ‏اى (مد ظله العالى) در شرایط خاص خود، تنها به چند جمله بسنده مى‏ کنیم:

در زمان زعامت و ولایت ایشان، مراحل تثبیت انقلاب و ایجاد دولت اسلامى و تشکیل جامعه اسلامى تا کنون شکل‏ گرفته است و مى‏ رویم تا به مرزهاى تشکیل تمدن نوین اسلامى دست یابیم.

در همین راستا و با توجه به قدرت سیاسى و اقتصادى و فرهنگى کشور، هیچ فرد منصفى نمى‏ تواند منکر این مهم شود که دستاوردهاى نظام درعرصه‏ هایى چون پیشرفت‏ هاى هسته ‏اى، موشکى، سلول‏ هاى بنیادى، تولید داروها و واکسن‏ هاى مهارکننده بیمارى‏ هایى چون ایدز و برخى سرطان‏ ها، ترمیم ضایعات نخاعى، دستیابى به فناورى شبیه ‏سازى، به‏ راه ‏افتادن نهضت تولید علم و جنبش نرم‏ افزارى در حوزه و دانشگاه، دمیده ‏شدن روحیه اعتماد به نفس در جوانان و جوان‏ گرایى و... در گرو دغدغه ‏ها و پیگیرى‏ هاى مستمر ایشان صورت‏ گرفته است.

از دیگر ابتکارات تأثیرگذار ایشان، نامگذارى سال‏ ها به عناوینى همچون سال پیامبر اعظم(ص)، رفتار علوى، حماسه حسینى، سال امام خمینى، پاسخگویى مسؤولان، انضباط اجتماعى، خدمتگزارى به مردم، عدالت خواهى، اتحاد ملى و انسجام اسلامى، تلاش مضاعف و همت مضاعف، جهاد اقتصادى و بالاخره تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه ایرانى و حمایت از کالاى ایرانى است، نامگذارى‏ هایى که در واقع یک نوع فرهنگ‏ سازى در جامعه اسلامى بوده است. بازگشت اصولگرایان به صحنه قدرت که با تدابیر ویژه و فرهنگ‏ سازى‏ هاى مستمر ایشان در قالب گفتمان عدالت خواهى و اصلاحات یعنى مبارزه با فقر، فساد و تبعیض صورت پذیرفت، از دیگر تدابیر سرنوشت‏ ساز ایشان است که پرداختن به آن مجال واسع‏ ترى را طلب مى ‏نماید.

آینده ‏نگرى و پیگیرى‏ هاى مستمر و مستدام ایشان باعث گردید مسئولان نظام سندى به‏ عنوان سند 20 ساله را تدوین نمایند که بر اساس آن، نظام اسلامى در سال 1404 هجرى خورشیدى باید در زمینه علمى، فناورى و اقتصادى به قدرت اول آسیاى جنوب غربى (خاورمیانه، آسیاى میانه و قفقاز) تبدیل گردد. از دیگر ابتکارات ایشان، احیاى اصل 44 قانون اساسى است که کارشناسان از آن به‏ عنوان یک انقلاب و جهش اقتصادى نام مى ‏برند. با اجراى اصل 44، از تصدى‏ گرى دولت در مناصب اقتصادى کاسته شده و بخش خصوصى و تعاونى‏ ها، چرخه تولید و تجارت کشور را به حرکت در خواهند آورد.

تزریق امید به ارکان دولت و مردم در سخت‏ ترین و بحرانى‏ ترین شرایط، از دیگر هنرهاى ناب رهبرى ایشان در طول بیست و نه سال گذشته بوده است، به‏ گونه ‏اى‏ که در بحرانى ‏ترین شرایط فرموده ‏اند: «من خود را غرق در عنایات و نعمات خداوند متعال مى ‏دانم.»

اگر هر مدیر و مسئولى صرفا کار خود را خوب انجام دهد، دیگر هیچ نگرانى و دلهره ‏اى ندارم. این مهم را باید بدانیم که اگر در دهه اول انقلاب و در دوران غربت و تنهایى دفاع مقدس، براى حفظ موجودیت و بقاى خود مى‏ جنگیدیم، امروزه سرنوشت منطقه به سرانگشتان ما سپرده شده است و آمریکا و متحدانش که در گذشته ‏اى نه چندان دور با تفرعن از تغییر جغرافیاى سیاسى در جهان اسلام و تشکیل خاورمیانه جدید سخن مى‏ گفتند، اینک از ظهور و تولد خاورمیانه جدید با محوریت ایران اسلامى سخن مى‏ گویند و ایرانى که زمانى بانک مرکزى، تروریسم و محور شرارت نام گرفته بود، اینک به محور امید و رهایى آنان از گرداب عراق، لبنان، افغانستان، فلسطین و منطقه خاورمیانه تبدیل شده است.

افزایش اقتدار و نفوذ ایران؛ تبدیل شدن ایران به یک کشور شکست‏ ناپذیر و مقاوم، شکسته‏ شدن مجدد ابهت آمریکا و متحدینش، تعمیق منطقه ژئواستراتژیک ایران، هر کدام از دیگر دستاوردهاى نظام در دوره رهبرى حضرت آیت ‏الله خامنه ‏اى(حفظه الله) است.

دوستداران، شیفتگان و یاران وفادار حضرت امام خمینى(ره) و حضرت آیت ‏الله خامنه ‏اى(حفظه الله تعالى) مى‏ باید بدانند و نیک هم مى‏ دانند که این دو گوهر ناب، یک حقیقت با دو تجلى هستند که وظیفه همه ما، درک و معرفى شایسته و بایسته این حقیقت ماندگار و الهى به جامعه اسلامى و بشریت تشنه امروز و فردا است.

اضافه کردن نظر

تبلیغات